محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

112

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

مقهور ديده ، به اقتضاى سن ، غرور جوانى در دلش جا گرفته ، به اين واسطه ، احدى از حكم‌داران هم عصر خود را همآوردش نمىشمرد ؛ و همچون پنداشته بود كه با هر پادشاهى بجنگد ، لشكرش را قهر و تدمير و خود آن پادشاه را اسير و در زنجير خواهد نمود . اما آنگاه كه از سلطان سليم در خلاف پندار خودش شكست خورده ، زخمدار از ميدان در رفت و خود را از اسارت عثمانيان به هزار بلا رهانيد ، و محبوب‌ترين زوجه‌اش را كه با عيال و اولاد و امراى نامدارش در اسارت عثمانيان ديد و علاوه بر اين شنيد كه به رغم انف او ، آنها را به دشمنانش تزويج نموده‌اند ، فتور كلى بر او غلبه كرد ، ماتم گرفت و دست از جنگ و جهاد و فتح قلاع و بلاد كشيده ، عمامهء سياه بر سر گذاشت و لباس سياه پوشيد ؛ فرمود سادات نيز سياه پوش شده ، عمامهء سياه بر سر بگذارند و پرده‌هاى اعلام را هم از پارچهء سياه كرده ، بر آنها با سفيد القصاص بنگارند . حتى در آن سال پسرى براى او زاييده شد ، القاص موسوم ساخت ، و محض رفع غبار غم از مرآت دل ، در شرب شراب انهماك را پيشه كرده ، كاسه سر شيبك خان را از دست نمىداد ، مگر اينكه مست شده ، مىخوابيد . انتهى برويم باز سر مطلب [ به روايت مورخين عثمانى ] : القصه غازيان طلا را با سپرها قسمت كرده ، نايل ثروت و سامان شدند . قشون فاتح سلطانى در رزمگاه ساخلو گذارده ، عودت به اردوگاه نمودند . از كارخانه سلطانى براى تمامى لشكر پلو و حلوا داده شد . حضرت سلطان به چادرهاى زخمداران رفته ، تسليت و انعام مرحمت فرمودند . آن شب را به انواع نشاط و سرور و انبساط صبح كرده ، بعد از اداى نماز ، چند دسته از ينگىچريان از براى تعداد - شمارش - و دفن اموات به رزمگاه روانه گرديد . بعد از اينكه اموات را دفن كرده ، به اردو آمدند ، معلوم شد كه هشت هزار و دويست و شانزده نفر از طرفين مقتول شده كه دو هزار و نهصد و سى و سه نفر از لشكر ما بوده است . هر گاه لشكر ما مدافع نبوده ، مثل لشكر قزلباش متعرض مىبود ، شكى نيست كه كشتگان ما ، ده مقابل آنها مىشد . اگر لشكر قزلباش تيپ و مقدار كافى پياده مىداشتند و مست نبوده ، از روى عقل و تدبير حركت مىنمودند ، مىتوان گفت به اين زودى شكست نخورده ، مدتى اردوى سلطانى را مشغول ساخته در حلول زمستان مجبور به رجعت مىنمودند . بارى الحمد للّه ذى المنّ الخطير ؛ بعد از آنكه لشكر قزلباش شكست خورد ، محض دفن اموات و فهميده شدن نتيجهء كار اردوى همايون در چالدران يك روز توقف نموده ، حركت كرد . روز سوم ماه رجب ، ترتيب به ديوان داده ، از اعلا و ادنى ، هر شخصى كه در اين جنگ اظهار دليرى و مردانگى نموده بود ، بعد از تحقيقات و شهادت قشون ، به حسب استحقاقهم ، مواجب و ترقّى و خلعت و انعام داده شد و از لشكر قزلباش هر اسيرى كه به دست غازيان افتاده بود ، در جلو سراپرده گردن زدند . روز چهارم ماه مذكور ، اردوى همايون وارد خوى شد . منصب بيگلربيگى روم ايلى به